متون عمومی

شهرستان طبس

طبس در جنوب خراسان بزرگ، در منطقه ای با آب و هوای بیابانی واقع شده، و شهرستانهای بردسکن و شاهرود از شمال، فردوس و بیرجند از شرق، استان کرمان از جنوب، و شهرستانهای نایین، اردکان و بافق از غرب و جنوب غربی آنرا احاطه کرده اند.

ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود 690 متر است، و در شرق آن رشته کوه بلندی به نام رشته کوه شتری قرار گرفته که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل می‌دهد. معادن غنی ذغال سنگ این شهرستان حاکی از وجود جنگلهای انبوه و دریاچه های بزرگ در گذشته های دور در این منطقه میباشد. این معادن، طبس را در ردیف یکی از غنی ترین مناطق کشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده است.

جمعیت شهرستان طبس (براساس سرشماری سال 90) 69658 نفر بوده، که از این تعداد 43119 نفر (حدود 60 درصد) در شهرها و 26539 نفر (حدود 40 درصد)در روستاها سکونت داشته اند. در سرشماری سال 85 جمعیت شهر طبس (مرکز شهرستان) 30681 نفر گزارش شده است.

وسعت شهرستان 55461 کیلومتر مربع و تراکم جمعیت در این منطقه بسیار کم (تقریباً برابر 2/1 نفر در هر کیلومتر مربع) می باشد، که کمترین تراکم جمعیت در منطقه است، و فاصله بین دورترین روستاهای منتهی الیه شمالی و جنوبی شهرستان بیش از 400 کیلومتر می باشد.

طبس شهری تاریخی است که از قدمت آن به دوران پیش از هخامنشیان باز می‌گردد. در دوران باستان طبس به عنوان پل ارتباطی شرق ـ شمال شرق با غرب بوده، یعنی راه مهم و سوق الجیشی پارت، هگمتانه، شوش و بین النهرین به پاسارگاد از طبس می گذشته و راهداری‌ها، رباط ها و چاپارخانه‌های بسیاری در مسیر آن احداث شده بود که بقایای برخی موجوداست. در زمان خلافت امیرالمؤمنین مردم طبس به اسلام گرویدند و آن حضرت خراج را به آنان بخشید. طبس از حمله مغول آسیبی ندید و پذیرای مهاجرین بسیار بوده است. در زمان سلجوقیان، اسماعیلیان بر طبس استیلا یافته و قلاع محکمی در کوههای طبس ساختند. طبس در این زمان پایتخت اسماعیلیان قهستان بوده است و نیز مرکز آموزش فدائیان مطلق که مستقیماً از قلعه الموت دستور می گرفتند.

سیاحانی چند مثل ناصر خسرو قبادیانی (445 هـ.ق.) در آن دوره از طبس بازدید و از زیبایی طبس و حکومت گیلک بن محمد به عظمت یاد کرده و از وجود امنیت بسیار و رعایت دقیق احکام شرع سخن به میان آوردند. محمد افغان با حمایت مالی و تسلیماتی کمپانی هند شرقی (انگلستان) شهرهای شرقی ایران از جمله طبس را گرفت و سپس به کرمان و اصفهان رفت. طبس بعداً توسط نادرشاه از وجود مهاجمین افغانی پاکسازی و نامبرده حاکم جدیدی از اعراب شیبانی را در طبس به حکومت گمارد که 7 نسل متوالی تا دوره پهلوی بر طبس حاکم بودند و حاکم نشین طبس از آن دوره تا سال 1380 هجری شمسی تابع خراسان به مرکزیت مشهد مقدس بوده است.

 قلمرو حکومتی طبس شامل: گناباد ، فردوس ، بشرویه ، بجستان ، دستگردان ، رباط پشت بادام و قسمتی از شمال کرمان بوده است. از میان امرای شیبانی طبس امیرحسن خان در عمران و آبادی طبس بسیار کوشید. تالار آیینه نشان، عمارات باشکوه و منبت کاری، استخرهای آب باشکوه با نوارهای چرخان و طلاکوب یا سیمکوب، باغها و کوشکهای باصفا، خیابان بندی طبس و کانال کشی انهار، هرس درختان بر اساس طرحهای هندی، احداث آب انبارها، احداث حمامهای بزرگ و تمیز و مساجد و تکایا و…از اقدامات وی و دولت یا اعقاب اوست.

در دوره معاصر شکوه و عظمت طبس به فراموشی گذاشته شد. گناباد، بجستان، تون (فردوس) و بشرویه به تدریج از آن جدا شدند، از قلمرو آن کاسته شد، و «حکومت» به «فرمانداری» تنزل یافت.

در سال 1355 طبس به عنوان یک شهر باستانی شناخته شده و تغییر و تخریب آثار قدیمی آن ممنوع شد. دو سال بعد، زلزله مخرب 25 شهریور 1357 طبس را بکلی ویران نمود و حدود 10000 تن قربانی گرفت. در سال 1380 با تصویب هیأت دولت شهرستان طبس مشتمل بر دو بخش و هشت دهستان از استان خراسان منتزع و به استان یزد الحاق گردید و به عنوان دهمین شهرستان آن استان شناخته شد. در سال 1381 بخش مرکزی طبس به دو بخش مرکزی و دیهوک تقسیم شد و در حال حاضر شهرستان طبس دارای سه بخش مرکزی، دستگردان و دیهوک می باشد.

در آخرین روزهای سال 1391 با تصویب هیئت دولت، شهرستان طبس از استان یزد منتزع و این بار به استان خراسان جنوبی با مرکزیت بیرجند پیوست. در حال حاضر مراحل اداری و تغییر و تحول در حال انجام است.

بيشتر